مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

34

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

جريان نفاق و تئورىهاى نادرست جريان نفاق چگونه در جامعه اسلامى آغاز گرديد ؟ و آيا اين جريان در جايى از تاريخ زندگى مسلمانان پايان پذيرفته است ؟ يك نظريه مشهور مىگويد : « جريان نفاق با مهاجرت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه و تشكيل دولت اسلامى در اين شهر آغاز شد . » ؛ و اين جريان تا واپسين روزهاى زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ادامه يافت . اين نظريه كه بر پايهء عامل « ترس » از اقتدار و شوكت اسلام و مسلمانان مبتنى است بر اين باور است كه زير تأثير اين عامِل ، كسانى كه در حقيقت كافر بودند ، پس از ورود به اسلام ، به نفاق روى آوردند ؛ به اين ترتيب كه با مؤمن وانمود كردن خود در ظاهر ، كفرشان را پوشيده مىداشتند . منحصر دانستن [ شكل‌گيرى پديدهء ] نفاق به عامل ترس ، ضرورتاً به اين جا مىانجامد كه گفته شود : جريان نفاق هنگامى در جامعه اسلامى پديد آمد كه اين دين مبين از قدرت و شوكت و نيروى قهر و غلبه برخوردار گرديد . اما يك تأمل ساده نشان مىدهد كه نفاق انگيزهء نيرومندترى جز ترس داشته و آن « طمع » بوده است . براى مثال طمع به آينده اسلام چيزى نيست كه در مدينه منوره پديد آمده باشد ، بلكه از همان روزهاى آغازين ظهور اسلام در مكّه مكرمه شكل گرفته است ؛ زيرا در ميان اعراب كسانى بودند كه نسبت به واقعيّت سنّت‌هاى اجتماعى و قانون منازعه و آينده آگاهى و شناخت داشتند ؛ و مىدانستند كه دعوت بىرونق پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مكّه ، به زودى پيروز خواهد شد و آوازه‌اش در همه جا خواهد پيچيد . پژوهنده در تاريخ دعوت اسلامى و سيرهء نبوى به آسانى [ و با اندكى تحقيق ] به مصاديق اين حقيقت مىرسد . چنان كه يكى از مردان بنى عامر بن صعصعه پرده از اين حقيقت برداشته مىگويد : « به خدا سوگند ، اگر من اين جوان قريشى را در اختيار مىداشتم ، همه عرب را به وسيلهء او مىخوردم . » وى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنين پيشنهاد كرد : « اگر ما با تو بيعت كنيم و آن گاه خداوند تو را بر مخالفانت پيروز سازد ، آيا مىپذيرى كه پس از تو قدرت و جانشينى از آن ما باشد ؟ » حضرت در پاسخ فرمود : « جانشينى من